بیدل پاییزی

اینجا ایینه ی روح منه ..از بیدلی هایم مینویسم
بسم الله عشق
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز کویت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نظری به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز کویت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
امن یجیب المضطر اذا دعوه ....
میدانم میشنوی صدای کسی را که جز تو پناه وتکیه گاهی ندارد…
میدانم و میدانی که بنده ات سراپا تقصیر و گناهگار است..اما خدایا مال بد بیخ ریش صاحبش،هرچه باشم،هرچه بوده ام توخود بهتر میدانی که درتمام عمرم ودرهمه لحظات شادی وغم هماره یاد تو بامن ودر دلم بوده وهست وتا اخرین لحظات حیات جسمانی ام خواهد بود.خدایا دور افتاده ام از اصل خود و سرشتی که مرا با آن افریده ای…دستم را بگیر و دلم را لمس نما که گرفتار زمستان زمحریر نفس خویشم..از تو یاری میخوام..خدایا..نگار من….الهی.
به کجا رود کبوتر؟
….که پاکباز باشد.
….که تو در خیال باشی.
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به پیشگاه جانبازان و پدر جانبازم
ایثار تکیه داده به دوش عصایتان
ایمان شکوفه ای به لب باصفایتان
گلدان ولو شکسته نشانی است از بهار
پیچیده عطری از شهدا در صدایتان
چیزی زیاد نیست اگر آسمان عشق
هر شب گل شهاب بریزد به پایتان
این لطف کوچکی است که هر روز صبح زود
خورشید ان یکاد بخواند برایتان
روز قیامت است و ابوالفضل امده است
تا از شما سوال کند ماجرایتان
جای سوال نیست که او خود حضور داشت
درگیر ودار حادثه ی کربلایتان
می پرسد از شما که شما پاسخش دهید
تا بشنود شکوه بلند صدایتان
پاسخ نمیدهید مبادا ریا شود
رازیست بین قلب شما با خدایتان
او با لبان تشنه ی خود بوسه میزند
برشانه های زخمی بی ادعایتان
شعر از علیرضا دهقانیان
خجسته زاد روز میلاد قمر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس و روز جانباز مبارک باد.